تبلیغات
سربازامام زمان(عج)
 
سربازامام زمان(عج)
عشق به الله
جمعه 19 تیر 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی


أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ الله

شهادت می‎دهم كه نیست خدایی جز خدای یكتا و بی‎همتا.

أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله

شهادت می‎دهم كه حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله پیغمبر و فرستاده خداست.

أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً أمِیرَ المُؤمِنینَ وَلِیُّ الله

 شهادت می‎دهم كه حضرت علی علیه‌السلام أمیرالمؤمنین و ولی خدا بر همه خلق است.

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

لطفا به آدرس زیر مراجعه کنید....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتی انكار ناپذیر


شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) واقعیتی است كه منابع حدیثی و تاریخ شیعه و سنّی بر آن گواه است. برخی به علت عدم آشنائی با حدیث و تاریخ، در این واقعیت تردید نموده اند. از اینرو گوشه ای از شواهد این مصیبت بزرگ را تنها از منابع معتبر اهل سنّت تقدیم پویندگان حق و حقیقت می نمائیم.

* * *


قال رسول اللَّه (ص): «... فتكون اوّل من یلحقنی من اهل بیتی فتقدم علیّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة ».

(فاطمه) اولین كسی از اهل بیتم می باشد كه به من ملحق می گردد، پس بر من وارد می شود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول...

فرائد السمطین ج 2، ص 34

* * *

قال موسی بن جعفر (ع): انَّ فاطمة (س) صدّیقة شهیده.

اصول كافی ج 1، ص 381

* * *

قال ابن عباس: إنّ الرّزیّة كُلَّ الرّزیة، ما حال بین رسول اللَّه (ص) و بین كتابه.

مصیبت تمام مصیبت آنگاه رخ داد كه بین پیامبر (ص) و نوشتارش حائل گردیدند.

صحیح بخاری ج 1، 120





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



40 حدیث از فضایل حضرت زهراء (س) در منابع أهل تسنّن

بسم الله الرحمن الرحیم


قال رسول اللّه (صلی الله علیه وآله): (كُنْتُ إذا اشْتَقْتُ إِلی رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة) .

( اگر به بوی بهشت اشتیاق میكردم فاطمه را بو میكردم ) .

منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ نور الأبصار ص 51/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 360.

قال رسول اللّه (صلی الله علیه وآله): (حَسْبُك مِنْ نساءِ العالَمیَن أَرْبَع: مَرْیمَ وَآسیَة وَخَدیجَة وَفاطِمَة) .

( از زنان عالم 4 نفر بهترینانند : مریم وآسیه وخدیجه وفاطمه (س) ) .

مستدرك الصحیحین ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 171/ سیر أعلام النبلاء ج 2 ص 126/ البدایة والنهایة ج 2 ص 59/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 363.

قال رسول اللّه (صلی الله علیه وآله): (یا عَلِیّ إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِی أَنْ أُزَوِّجَكَ فاطِمَة) .

( یا علی , خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه درآورم ) .

الصواعق المحرقة باب 11 ص 142/ ذخائر العقبی ص 30 و 31/ تذكرة الخواص ص 276/ مناقب الإمام علی من الریاض النضرة ص141/ نور الأبصار ص53.

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله): (لیلة عرج بی إلی السماء رأیت علی باب الجنّة مكتوبا : لا إله إلا الله , محمّد رسول الله , علیّ حبیب الله , الحسن والحسین صفوة الله , فاطمة خیرة الله , علی مبغضیهم لعنة الله)

( شبی كه به معراج رفتم بر در بهشت دیدم نوشته شده بود : لا إله إلا الله , محمد رسول الله , علی ولی الله , حسن وحسین مصطفایان خدا , فاطمه برگزیده خدا , لعنت خدا بر مبغضین آنان ) .

تاریخ بغداد : 1/259 تاریخ دمشق : 14/170 لسان المیزان : 5/70


منبع سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج)

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5989

لطفا به ادامه مراجعه نمایید...




ادامـــه مطلب...


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 6 اسفند 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جوانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

جوانی پیامبر اكرم فصلی دیگر از كتاب زندگی ارزشمند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را ورق زده و به وقایع و مراحل مهمی از آن اشاره می كند.

این موارد به ترتیب زیر بررسی خواهند شد:

دوران شیرخوارگی و كودكی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، دوران نوجوانی، سفر به سوی شام و دیدار با دانشمند مسیحی، پیمان جوانمردان، مختصری از زندگی و خصایل نیكوی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) - بانوی گرامی اسلام- و ازدواج پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با ایشان، ماجرای نصب حجر الاسود و در آخر فرازهایی از خصوصیات اخلاقی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در دوران جوانی.

باشد كه با مطالعه این مقاله با پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بیشتر آشنا شده و بتوانیم كه در راه ایشان قدم برداریم.
حلیمه می گوید از روزی كه پیامبر به خانه او رفتند، خیر و بركت هم، به خانه او آمد و روز به روز بیشتر شد و گله و دارایی اش فزونی یافت. با وجود این كه صحراها و شهرها را خشكسالی فرا گرفته بود، گوسفندان آنها فربه و سیر بوده، شیر داشتند. همچنین درختان خشكیده خانه آنها سرسبز و با طراوت شدند و شتر آنها كه شیرش خشك شده بود، شیر بسیاری داشت.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه شود...



ادامـــه مطلب...


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیامبر (ص) از نگاه اندیشمندان غیر مسلمان

اشاره

در این مقاله از پنجره نگاه اندیشمندان غیر مسلمان نظری می افكنیم به گستره پاك و بی نهایت گلستان محمّدی، باشد كه شمیم دلنواز آن یار و دردانه روزگار، ما را سرمست حضور مبارك خویش سازد و خوشه چین دشت گل های محمدی باشیم.

گوته

گوته، شاعر پرآوازه آلمانی پس از آشنایی با دین اسلام و پیام آور این ایین یگانه، قطعه شعری با عنوان «نغمه محمد» درباره پیامبر اعظم (ص) سرود. این قطعه شعر از زبان نزدیك ترین خویشان پیامبر؛ یعنی حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام گفته می شود. گوته در شعرش همه مراحل و مقاطع دعوت رسول اكرم(ص) و راهنمایی اش در میان مردم را به زبان توصیف و تشبیه و نماد می آورد.

شعر گوته با محوریت معرفی شخصیت والای پیامبر از زبان دو دردانة تاریخ اسلام و تشیع روایت می شود. اما همان طور كه این مسئله را با خواننده اش در میان می گذارد، مسیر تاریخی پیامبر و همچنین گسترش مرزهای اسلام در جهان را نیز به عنوان بخش تاریخی متن، مورد تأكید و توجه قرار می دهد. پایان شعر با اعتقاد و ایمان این شاعر آلمانی به معاد و جهان ازلی و همچنین یقین وی بر پیروزی رسالت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله همراه است. شاید شیفتگی و علاقه شاعر به زندگی و مذهب پیامبر است كه فردی اروپایی و غربی را با آن همه تهاجم فلسفه های متضاد و مختلف در پیرامون خود، به مفاهیم معنوی و والای اسلام علاقه مند می سازد. اینك قسمتی از شعر "نغمه محمد" را می آوریم:

«بنگر بدان چشمه

همان كه از كوهساران می جوشد

چه با طراوت و شاد

و می تراود به سان چشمان ستارگان آن گاه كه می درخشند

و با ورودی پیشوا گونه و راهبر

همه چشمه ها را كه برادر اویند

با خویش همراه می سازد

و در آن پایین اعماق درّه

در مقدم این رود، گل ها می رویند

و سبزه ها از نفسش حیات می یابند... (1)

برنارد شاو

جرج برنارد شاو، نویسنده معروف ایرلندی درباره پیامبر اكرم (ص) می گوید:

« او را باید منجی بشریت خواند. من اعتقاد دارم كه اگر مردی مثل او حاكمی در عصر جدید می شد، برای حل مشكلاتش از صلح و دوستی استفاده می كرد. او عالی ترین مردی بود كه روی زمین پا گذاشته است. او به دین دعوت كرد. یك تمدن را پایه گذاری كرد. ملتی را بنا نهاد. اخلاق را نهادینه كرد. اجتماعی زنده و قدرتمند ایجاد كرد تا آموزش های او را به صحنة عمل آورند و دنیای تفكر و رفتار انسانی را برای همیشه و به طور كامل منقلب كرد. نام او «محمد» است. در سال 570 بعد از میلاد، در عربستان چشم به جهان گشود. رسالت خود برای دعوت به دین راستین (اسلام) را در سال چهلم عمر خود آغاز كرد و در شصت و سومین سال عمرش با جهان وداع گفت. در مدت كوتاه 23 سال از پیامبری اش به پرستش خدای یگانه رهنمون شد. وی مردم را از جنگ و نزاع های قبیله ای رهانید و به اتحاد و همبستگی ملی رسانید. او در این مدت، مردم را از هرزگی و مستی به اعتدال و پرهیزكاری، از بی قانونی به زندگی نظام مند، و از تباهی به بالاترین معیارهای تعالی اخلاقی هدایت كرد. تاریخ بشری چنین دگرگونی كامل را از جانب یك شخص یا در مكان دیگر قبل از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یا پس از او نشناخته است. تصور همه این عجایب باور نكردنی در طی این دو دهه نخست است».[2]


گاندی

ماهاتما گاندی رهبر فقید هند در كتاب «هند جدید» در مورد شخصیت محمد(ص) می گوید:

«جالب است بدانید كه بهترین كسی كه امروزه بدون هیچ چون و چرایی، در قلب میلیون ها انسان جا گرفته، «محمد» است. از اینجا من متقاعد شده ام كه این شمشیر نبود كه در آن روزها مردم زیادی را تسلیم اسلام كرد. «محمد» سخت ساده زیست بود. مثل دیگر پیامبران متقی بود. به شدت امانتدار بود. از خودگذشتگی شدید نسبت به دوستان و پیروان، جسارت، بی باكی و توكل مطلق به خدا در رسالت شخصی، از ویژگی های محمد(ص) بود. قبل از این ویژگی ها او به هیچ وجه از شمشیر برای برداشتن سدهای جلوی راه خود استفاده نمی كرد».[3]

لامارتین

لامارتین مورخ مشهور می گوید:

« اگر بزرگی هدف، كم بودن ابزار و رسیدن به نتایج شگفت انگیز، سه محور سنجش هوش بشری باشد، چه كسی ادعای مقایسه بزرگ مردان تاریخ كنونی را با «محمد» دارد؟ نام آورترین مردمان فقط ارتش، قوانین و فرمانروایی ها را ایجاد كرده اند. اگر نگوییم آنچه بنیاد نهاده اند، چیزی نیست، باید گفت: چیزی بیشتر از قدرت مادی كه غالباً در چشم به هم زدنی فرو می پاشد، ایجاد نكرده اند.

این مرد نه فقط ارتش ها، قوانین، فرمانروایی، مردمان و سلسله ها، بلكه میلیون ها نفر؛ یعنی یك سوم از ساكنان این جهان و حتی بیشتر از آن را حركت داد. او پرستشگاه ها، خدایان، ادیان، عقاید، اندیشه ها و نفوس را متحوّل كرد. صبر او در پیروزی، بلند همتی او كه تماماً در جهت یك عقیده بود، نه نوعی تلاش برای فرمانروایی، نمازهای بی نهایت او، زمزمه های سرّی او با خدا، مرگ او و پیروزی او بعد از مرگ، نشانه ایمانی راسخ است. محمد6یك معلم مذهبی، یك مصلح اجتماعی، یك رهبر اخلاقی معنوی، تجسم بزرگ اجرایی كردن امور، دوستی با وفا، همنشینی زیبا، شوهری علاقه مند و پدری با محبت بود. همه را با هم داشت. مرد دیگری در تاریخ نیست كه در هر كدام از این جنبه های مختلف زندگی، بر او برتری یابد یا با او برابری كند. فقط آن شخصیت نوع دوست بود كه چنین كمالات باورنكردنی را در خود جمع كرده بود».[4]

آرمسترانگ

خانم كارن آرمسترانگ، از صاحب نظران غیر مسلمان وین است. پس از یازده سپتامبر 2002 م. در مورد زندگی پیامبر اسلام، كتابی نوشت كه در ردیف پرفروش ترین كتاب های سال آمریكا و اروپا قرار گرفت. انگیزه اصلی او در نوشتن كتاب مذكور، دفاع از اسلام و روشن كردن ذهن مسیحیان غربی به پیامبر اسلام بود. او در مقدمه كتابش چنین نوشته است:

«بیشتر همّ پیامبر صرف جلوگیری از برخوردهای وحشیانه گردید؛ زیرا لغت اسلام كه به معنای تسلیم بودن در برابر خداوند است، از ریشه «سلام» به معنای «صلح» گرفته شده است. محمد(ص) مرد جهاد بود، ولی یك صلح طلب واقعی هم بود؛ زیرا جان و اعتقاد نزدیك ترین یاران خود را در جریان صلح با مكه به گرو گذاشت تا این اتحاد بدون خونریزی به انجام رسد. او به جای خونریزی و قتل عام، در فكر مذاكره و صلح بود. آگاهی از داستان واقعی زندگی حضرت محمد(ص) در این مقطع خطرناك تاریخ بشری، لازم است و نباید اجازه داد كه متعصبین خیره سر با تحریف زندگی پیامبر به نفع خود از آن استفاده كنند. انسان غربی معاصر از داستان زندگی آن حضرت، مسائل بسیار مهم تری را برای هدایت خود در این دنیای متغیر باید بیاموزد».[5]

ویل دورانت:

محمد، پیغمبری بزرگ و موحدی كامل بود كه مانند نداشت و برای اصلاح بشر مبعوث شد.

كارل ماكس:

حقیقت انكار ناپذیر این است كه محمد مبعوث شد تا رسالتی را كه خلاصه رسالات سابق و مافوق آنها بود، برای عالم بیاورد.

الكساندر دوما:

محمد، معجزه شرق بود؛ زیرا دینش دارای آموزه های بزرگی بود. اخلاقش برجسته بود و رفتاری پسندیده داشت.

آلفرد گیوم:

محمد، یكی از عظیم ترین شخصیت های تاریخی است كه در ایمان به وجود خدای یگانه غرق شده بود.

لئو تولستوی:

شكی نیست كه محمد از مردان بزرگ و مصلحانی است كه به حقیقت خدمت بزرگی به بشر كرده است.

واشنگتن ایرونیگ:

او سریع الانتقال و دارای حافظه قوی، دیدی بلند و استعدادی سرشار بود.

ژان ژاك روسو:

حضرت محمد، پیامبر اسلام، نظریه بهتری داشت و توانست سیستم سیاسی خود را به خوبی متحد سازد.[6]

پی نوشت ها:

[1]. محمد در اروپا، مینو صمیمی، مترجم: عباس مهرپویا، انتشارات مؤسسه اطلاعات.

[2]. پیامبر اعظم(ص) در ایینه گفتار اندیشمندان غیر مسلمان، محمد كاظم جعفر زاده فیروزآبادی، مركز پژوهش های اسلامی صدا و سیما.

[3]. ویژه نامه پیامبر اعظم (ص)، مؤسسه فرهنگی قدس، مهدی نصیری، ص 61.

[4]. ماهنامه سیاحت غرب، ش 38، پیامبر اعظم از نگاه متفكران غربی، حسین پاشا.

[5]. همان.

[6]. همان.

[7]. زندگی نامه پیامبر اسلام، كارن آرمسترانگ، مترجم: كیانوش حشمتی، انتشارات حكمت

[8]. پیامبر اعظم در ایینه گفتار اندیشمندان غیر مسلمان.

-----------------------

علاقه مندان می توانند دائرة المعارف كاملی نسبت به شخصیت و سیره و زندگانی پیامبر اكرم (ص) را در سایت http://alrasol.valiasr-aj.com ملاحظه نمایند.

منبع=سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5854




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


كار و تلاش و دستگیری از مستمندان

امام صادق علیه السلام نه تنها دیگران را دعوت به كار و تلاش می كرد، بلكه خود نیز با وجود مجالس درس و مناظرات و ... در روزهای داغ تابستان، در مزرعه اش كار می كرد. یكی از یاران حضرت می گوید: آن حضرت را در باغش دیدم، پیراهن زبر و خشن بر تن و بیل در دست، باغ را آبیاری می كرد و عرق از سر و صورتش می ریخت، گفتم: اجازه دهید من كار كنم. فرمود: من كسی را دارم كه این كارها را بكند ولی دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزی حلال از گرمی آفتاب آزار ببیند و خداوند ببیند كه من در پی روزی حلال هستم. (1) 
حضرت در تجارت نیز چنین بود و بر رضایت خداوند تاكید داشت. لذا وقتی كار پرداز او كه با سرمایه امام برای تجارت به مصر رفت و با سودی كلان برگشت، امام از او پرسید: این همه سود را چگونه به دست آورده ای؟ او گفت: چون مردم نیازمند كالای ما بودند، ما هم به قیمت گزاف فروختیم. امام فرمود: سبحان الله! 
علیه مسلمانان هم پیمان شدید كه كالایتان را جز در برابر هر دینار سرمایه یك دینار سود نفروشید! امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود: ای مصادف! چكاچك شمشیرها از كسب روزی حلال آسان تر است. (2) 
حقیقت این است كه امام در نهایت علاقه به كار و تلاش، هرگز فریفته درخشش درهم و دینار نمی شد و می دانست كه بهترین كار از نظر خداوند تقسیم دارایی خود با نیازمندان است، حقیقتی كه ما هرگز از عمق جان بدان ایمان عملی نداشته و نداریم. امام خود درباره باغش می فرمود: وقتی خرماها می رسد، می گویم دیوارها را بشكافند تا مردم وارد شوند و بخورند. همچنین می گویم ده ظرف خرما كه بر سر هر یك ده نفر بتوانند بنشینند، آماده سازند تا وقتی ده نفر خوردند، ده نفر دیگر بیایند و هر یك، یك مد خرما بخورند. آنگاه می خواهم برای تمام همسایگان باغ (پیرمرد، پیرزن، مریض، كودك و هر كس دیگر كه توان آمدن به باغ را نداشته) یك مد خرما ببرند. پس مزد باغبان و كارگران و ... را می دهم و باقی مانده محصول را به مدینه آورده بین نیازمندان تقسیم می كنم و دست آخر از محصول چهار هزار دیناری، چهارصد درهم برایم می ماند. (3) 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه شود...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



25 گنج بزرگ دنیا از زبان امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام فرمودند:

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.

2- و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة:و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه گیری (مثبت و سازنده) یافتم.

3- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) یافتم.

4- و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.

5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته فی تقدیم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.


برگ عیشی به گور خویش فرست كس نیارد ز پس، تو پیش فرست


6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترك المعصیة: و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه یافتم.

7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش: و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.

8- و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفكر و البكأ: و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.

9- و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة: و (آسانی) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.

10- و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل: و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الكسب للعیال: و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.

12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی: و دوستی خدای تعالی را جستجو كردم، پس آن را در دشمنی با گنهكاران یافتم.

13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله: و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.

14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال: و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمی ثروت یافتم.

15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر:و كارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكیبایی یافتم.

16- و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم: و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.

17- و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزكار یافتم .

18- و طلبت الراحة، فوجوتها فی الزهد: و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.

19- و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع: برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم.

20- و طلبت العز، فوجدته فی الصدق: و عزت (ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.

21- و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم: و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.

22- و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة: و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.

قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حریص جهانگرد را

23- و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن: و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.

24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق: و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.

25- و طلبت رضی الله، فوجدته فی برالوالدین: و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیكی به پدر و مادر یافتم.

منبع: مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810

سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5853





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 6 دی 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی
تصاویری از یک آزمایش خارق العاده روی یک پرتقال؛ تاثیر کلمات روی ظاهر اشیاء/وقتی روز قیامت اشیاء هم شهادت خواهند داد.

لینک دانلود  


[]



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اولی، کشتن گوسفند؛ کسانی که تمکن مالی دارند، گوسفند ذبح کنند و به فقرا بدهند. کشتن گوسفند و خون‌ریختن خیلی از بلاها را رفع می‌‌کند.
دومی، حدیث کساء است. «و ادفعوا أمواج البلاء بالدّعاء»، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم چندبار قسم ‌خوردند که اگر کسی این حدیث را بخواند، اگر غمگین باشد، غمش برداشته می‌‌شود، صاحب حاجت حاجتش برآورده می‌‌شود.

سومی هم، چهارده‌هزار مرتبه صلوات فرستادن است. حالا چهارده‌هزار مرتبه را چندنفر یا در چند جلسه بفرستند فرقی نمی‌کند. ذکر صلوات برای اموات خیلی خاصیت دارد.

گاهی من برای اموات صلوات را هدیه می‌‌کنم و اثرات عجیبی هم دیدم. خواب دیدم فردی به چند نوع عذاب گرفتار است مقداری صلوات برایش هدیه کردم دوباره در خواب دیدم، الحمدلله صلوات‌ها او را نجات داده‌اند.

کسی می‌‌گفت: مادرم چند‌سال قبل مرده بود، یک شب خوابش را دیدم، گفت: پسرم! هیچ‌چیزی مثل صلوات روح من را شاد نمی‌کند؛ بهترین هدیه که به من می‌‌دهی، این ذکر است.

آیت الله بهاءالدینی (ره)
دوستان هرکسی هر تعداد که میتونه صلوات بفرسته اول برایسلامتی آقا امام زمان(عج) و اللهم عجل لولیک الفرج و برای حل مشکلات وگرفتاری ها و شفای مریض های شیعیان بخصوص خودتان و خانواده تان و من حقیرو خانواده ام.
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 آبان 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی

فضیلت گریه بر امام حسین(ع)

هر كه در مرثیه حسین (علیه السّلام) شعری بگوید و بگرید و بگریاند، حق تعالی او را بیامرزد و بهشت را برای او واجب می گرداند. 

همیشه زبان، مترجم عقل بوده ولی ترجمان عشق، چشم است. آنجا كه اشكی از روی احساس و درد و سوز می ریزد، عشق حضور دارد ولی آنجا كه زبان با گردش منظم خود جمله های منطقی می سازد عقل حاضر است. 

بنابراین همانطور كه استدلالات منطقی و كوبنده می تواند همبستگی گوینده را با اهداف رهبران مكتب آشكار سازد قطره اشك نیز می تواند اعلان جنگ عاطفی بر ضد دشمنان مكتب محسوب گردد. 

از این رو گریه حضرت زینب علیهاالسلام بر اهل بیت علیهم السّلام گریه عاطفی و گریه پیام آور و یك نوع نهی از منكر و شعار شورانگیز و سوزاننده و رسواگر طاغوتیان و ستمگران بود. 

بر همین اساس است كه پیامبر اكرم و امامان علیهم السّلام كسی را كه آمادگی گریه كردن ندارد به تباكی (خود را به شكل گریه درآوردن) دعوت كرده اند تا یاد حسین در همه قرون و اعصار در خاطره ها زنده بماند. 

در اجر و ثواب گریه بر امام حسین علیه السّلام 
اجر و مزد گریه برای آن حضرت بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن می باشد. 

گریه برای آن حضرت سختی های زمان احتضار را از بین می برد زیرا امام صادق علیه السّلام به مسمع بن عبدالملك فرمودند: آیا مصائب آن جناب (امام حسین علیه السّلام) را یاد می كنی؟ 

عرض كرد: بلی والله مصائب ایشان را یاد كرده و گریه می كنم. 

حضرت فرمودند: آگاه باش كه خواهی دید در وقت مردن پدران مرا كه به ملك الموت وصیت تو را می كنند كه سبب روشنی چشم تو باشد. 

همچنین فرمودند: ای مسمع گریه بر احوالات حسین (علیه السّلام) سبب می شود كه ملك الموت بر تو مهربان تر از مادر گردد. 

گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) باعث راحتی در قبر، فرحناك و شادان شدن مرده، شادان و پوشیده بودن او در هنگام خروج از قبر است در حالی كه او مسرور است فرشتگان الهی به او بشارت بهشت و ثواب الهی را می دهند. 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید...



((ادامه مطلب))


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 مهر 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی
به افق چشم ها میدوزم                         شب است ولی چشم ها میدوزم 
شب سردی ست ولی می آید                 تا صبح دلنشین چشم میدوزم 
آن نور درخشان آید روزی                          دلم به راه خورشید زود می بازم 
خورشیدمهدی(عج)صاحب زمان است         امام دوازدهم شیعیان در دلم می نازم 
اوکه آید ظلم و ستم رود همگی                 اوانتقام گیرخون حسین(ع)است می نازم 
حسینی(ع)که درره خدا شدپرپر                  حسینی(ع)که کافران کشتندجانامیسوزم 
کاش دررکاب حسین(ع)بودم ای کاش            صدحیف آن زمان نبودم جانا میسوزم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


كارنامه اخلاقی ـ اعتقادی یزید بن معاویه لعنت الله علیه

فقط نمونه هایی از انحطاط اخلاقی یزیدلعنت الله علیه

شراب خواری یزید:

یكی از نوشیدنی های حرام و نجس در شریعت اسلامی مایعی است كه از جوشاندن آب انگور و خرما و غیر آن گرفته می شود كه با آشامیدن آن حالتی غیر طبیعی و از خود بی خود شدن به انسان دست می دهد، خداوند متعال در كتاب شریفش قرآن، این مایع را تحت عنوان شرب خمر حرام فرموده است.

یَسْـئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَآ إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمهمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا البقرة (2)، آیه 219.

در باره شراب و قمار، از تو می پرسند، بگو: «در آن دو،گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، ولی گناهشان از سودشان بزرگتر است.»

یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالاَْنصَابُ وَالاَْزْلَـمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَـنِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَالمائدة (5)، آیه 90.

ای كسانی كه ایمان آورده اید، شراب و قمار و بت ها و تیرهای قرعه پلیدند و از عمل شیطانند. پس، از آنها دوری گزینید، باشد كه رستگار شوید.

إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَـنُ أَن یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَدَ وَةَ وَالْبَغْضَآءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَوةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ المائدة (5)، آیه 91.

همانا شیطان می خواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و كینه ایجاد كند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. پس آیا شما دست برمی دارید؟

و رهبران دینی نیز با این مایع نجس به شدّت بر خورد كرده و سخت ترین رفتارها را با مبتلایان به مسكرات داشته اند كه سخنانشان در این ارتباط بهترین شاهد بر موضعگیری آنان است.

رسول گرامی صلی الله علیه و آله در سخنی جامع انزجار و نفرتش را با نفرین بر همه عوامل تشكیل دهنده و سازنده آن از لحظه كاشت تا آخرین مراحل توزیع و مصرف اعلام می كند و می فرماید:

لعن اللّه الخمر وشاربها وساقیها وبائعها ومبتاعها وعاصرها ومعتصرها وحاملها والمحمولة إلیه وآكل ثمنها

(ترجمه با استفاده از متن قبل)

سنن أبی داود، ج 3، ص324، ح 3674 ـ المستدرك علی الصحیحین، ج 2، ص 37، ح 2235.

و مؤمنان راستین نیز از افراد مبتلا به این نوشیدنی شیطانی متنفّر و در فرهنگ امّت اسلامی چنین افرادی بی دین و گردنكش در برابر حكم خدا تلقی می شوند.

ولی شخصیّت مورد بحث ما در این تحقیق از كسانی است كه وقایع نگاران حتی از ثبت رفتار ناپسند وی از نوجوانی تا لحظه مرگ چشم پوشی نكرده و نوشته اند كه آلوده به می و شراب بوده است.


    ((شراب خواری یزید از طفولیت:

ابن كثیر و دیگران این روایت را ذكر كرده اند:

كان یزید بن معاویة فی حداثته صاحب شرب.

یزید بن معاویعه از كودكی اهل شرب خمر بود.

البدایة والنهایة، ج 8، ص228 ـ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساكر، ج 65، ص 403

 شراب خواری یزید در شهر مدینه و در ملاء عام:

در دوران خلافت پدرش و در سفر حجّ و پس از مراجعه به شهر مقدّس مدینه و در كنار حرم و خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله دست از دهن كجی به شریعت اسلام بر نداشت و در حضور مردم بر سفره اش شراب گذاشت و فقط زمانی كه خبر دار می شود كه ابن عباس و حسین بن علی قصد ورود به خانه او را دارند دستور می دهد تا شراب را بردارند.

عمر بن شیبة قال: لمّا حجّ الناس فی خلافة معاویة جلس یزید بالمدینة علی شراب، فاستأذن علیه ابن عبّاس والحسین بن علیّ، فأمر بشرابه فرفع.

(ترجمه قبل از متن آمده است)

تاریخ مدینة دمشق، ابن عساكر، ج 65، ص 406.

آلودگی یزید به شرب خمر آن چنان واضح و آشكار بود كه حتّی در حضور گروه هایی كه از شهرهای دور و نزدیك به دیدنش می آمدند دست بردار نبود و در برابر نگاه دیگران با جرأت آن را می نوشید.

سند ذیل گواهی است گویا كه دقّت در آن هر مسلمانی را به تعجّب وا می دارد.

بعث (عثمان بن محمّد بن أبی سفیان، والی مدینة) إلی یزید منها وفداً فیهم عبد اللّه بن حنظلة الغسیل الأنصاری، وعبد اللّه بن أبی عمرو بن حفص بن المغیرة الحضرمی، والمنذر بن الزبیر، ورجال كثیر من أشراف أهل المدینة، فقدموا علی یزید، فأكرمهم وأحسن إلیهم، وعظّم جوائزهم، ثمّ انصرفوا راجعین إلی المدینة، إلاّ المنذر بن الزبیر، فإنّه سار إلی صاحبه عبید اللّه بن زیاد بالبصرة، وكان یزید قد أجازه بمائة ألف نظیر أصحابه من أولئك الوفد، ولمّا رجع وفد المدینة إلیها، أظهروا شتم یزید، وعیبه، وقالوا: قدمنا من عند رجل لیس له دین، یشرب الخمر، وتعزف عنده القینات بالمعازف.

وإنّا نشهدكم أنّا قد خلعناه، فتابعهم الناس علی خلعه، وبایعوا عبد اللّه بن حنظلة الغسیل علی الموت.

گروهی به نمایندگی مردم مدینه كه از اشراف و بزرگان بودند از جمله فرزند شهید جنگ أُحُد عبد اللّه بن حنظله غسیل الملائكه وارد شهر شام شدند و به دیدار یزید رفتند، یزید به آنان احترام فراوانی گذاشت و هدایای بزرگی به آنان داد، ولی آنان پس از بازگشت به مدینه از یزید به بدی یاد كردند و عیب هایش را برای مردم بازگو می كردند، از جمله می گفتند: از نزد كسی آمده ایم كه دین ندارد، شراب می نوشد، ونوازنده ها در حضورش به نواختن و رقص می پردازند، شاهد باشید كه ما او را از خلافت عزل كردیم.

مردم مدینه عزل یزید از حكومت را تأیید و با عبد اللّه بن حنظله تا پای مرگ بیعت كردند.

البدایة والنهایة، ج 8، ص 235 و 236 ـ الكامل، ابن أثیر، ج 4، ص103 ـ تاریخ طبری، ج 7، ص4.

علاقه یزید به شراب به قدری بود كه دستور می داد تا بهترین ها را برایش آماده كنند ذهبی از زیاد حارثی نقل می كند:

سقانی یزید شراباً ما ذقت مثله، فقلت: یا أمیر المؤمنین لم أُسلسل مثل هذا، قال: هذا رمّان حُلوان، بعسل اصبهان، بسكّر الأهواز، بزبیب الطائف، بماء بَرَدی.

شرابی را یزید به من نوشانید كه هیچ وقت مانند آن را نخورده بودم، گفتم چنین شرابی تا كنون نخورده ام، گفت: از انار حُلوان و عسل اصفهان و شكر اهواز و كشمش طائف و آب بردی تهیّه شده است.

سیر أعلام النبلاء، ج 4، ص37.

حكم فقهی شراب خوار در مذاهب اسلامی:

تمام مذاهب اسلامی با استناد به نصّ قرآن همه انواع مسكرات را نجس و حرام می دانند و شراب خور را فاسق و كسی كه آن را حلال بداند كافر دانسته اند.

محی الدین نووی در كتاب روضة الطالبین، باب حدّ شارب الخمر می گوید:

شرب الخمر من كبائر المحرّمات....ویفسق شاربه، ویلزمه الحدّ، ومن استحلّه كفر...

ابن نجیم مصری شراب خوار را از عدالت ساقط و كسی كه آن را حلال بداند كافر می شمرد.

روضة الطالبین، ج 7، ص374.

یكفّر مستحلّها، و سقوط العدالة إنّما هو سبب شربها.

كسی كه خمر را حلال بداند كافر به شمار آمده و در صورت شرب آن، از عدالت ساقط می گردد.

البحر الرائق، ج 7، ص 147.

آیا پسر معاویه (یزید) پس از اثبات شراب خواری اش، شایستگی مسند نشینی پیامبر اعظم اسلام را دارا بود؟

آیا فسق و دوری از صفت عدالت برای محكومیّت وی كافی نیست؟

یزید تارك نماز، شارب خمر، متجاوز به مادر، دختر و خواهر:

عبدالله فرزند حنظله غسیل الملائكه برداشت خود را بعد از دیدار با یزید این گونه بیان می دارد:

یاقوم! فواللّه ما خرجنا علی یزید حتّی خفنا أن نرمی بالحجارة من السماء، أنّه رجل ینكح أمهات الأولاد،والبنات، والأخوات، ویشرب الخمر، ویدع الصلاة.

به خدا قسم از نزد یزید بیرون نیامدیم مگر این كه ترسیدیم سنگ از آسمان بر سر ما بریزد، زیرا او كسی است كه در امر زناشویی حریم شرع را رعایت نمی كند، شراب می نوشد و نماز نمی خواند.

الطبقات الكبری، ابن سعد، ج 5، ص 66 ـ تاریخ مدینه دمشق، ج 27، ص 429 ـ الكامل، ج 3، ص310 ـ تاریخ الخلفاء، ص 165.

یزید شراب خوار، بوزینه باز، فاسق و ابنه ای:

جاحظ از علمای بزرگ اهل سنت با عبارتی شبیه به متن فوق می گوید:

ثم ولی یزید بن معاویة یزید الخمور ویزید القرود ویزید الفهود الفاسق فی بطنه المأبون فی فرجه... واما بنو أمیة ففرقه ضلالة وبطشهم بطش جبریة یأخذون بالظنة ویقضون بالهوی ویقتلون علی الغضب

آن گاه یزید بن معاویه به خلافت رسید؛ همان یزید شراب خوار و بوزینه باز و پلنگ باز و فاسقی كه به بیماری ابنه مبتلا بود... و بنی أمیه فرقه ای گمراه بودند كه سیره و روشی جبرگرایانه داشتند كه به مجرد ظن و گمان، دیگران را دستگیر می كردند و از روی هوی و هوس حكم می كردند و از روی غضب می كشتند.

البیان والتبیین، جاحظ(255)، ج 1، ص 276.

یزید شراب خوار و فاجر و زن باز و بوزینه باز و سگ باز و ولگرد:

هم چنین بلاذری در كتاب خود این گونه نقل می كند:

قال الواقدی وغیره فی روایتهم: لما قتل عبد الله بن الزبیر أخاه عمرو بن الزبیر خطب الناس فذكر یزید بن معاویة فقال: یزید الخمور، ویزید الفجور، ویزید الفهور ویزید القرود، ویزید الكلاب، ویزید النشوات، ویزید الفلوات، ثم دعا الناس إلی اظهار خلعه وجهاده، وكتب علی أهل المدینة بذلك

واقدی و غیر او روایت كرده اند: هنگامی كه عبد الله بن زبیر به قتل رسید، برادرش عمرو بن زبیر برای مردم خطبه خواند و از یزید بن معاویه این گونه یاد كرد: یزید شراب خوار و فاجر و زن باز و بوزینه باز و سگ باز و اهل ولگردی در دشت و بیابان هاست. سپس از مردم خواست كه او را از خلافت كنار كنند و برای مردم مدینه حكم جهاد فرستاد.

انساب الاشراف، بلاذری (279)، ج 2، ص 191.

حاضرین به غایبین خبر دهند، خلیفه مأبون یعنی یزید:

ذهبی و برخی دیگر از بزرگان اهل سنت در باره یزید این گونه آورده اند:

خطبهم عبد الملك بمكة لما حج، فحدث أبو عاصم، عن ابن جریج، عن أبیه قال: خطبنا عبد الملك بن مروان بمكة، ثم قال: اما بعد، فإنه كان من قبلی من الخلفاء یأكلون من هذا المال ویؤكلون، وإنی والله لا أداوی أدواء هذه الأمة إلا بالسیف، ولست بالخلیفة المستضعف یعنی عثمان ولا الخلیفة المداهن یعنی معاویة ولا الخلیفة المأبون یعنی یزید وإنما نحتمل لكم ما لم یكن عقد رایة. أو وثوب علی منبر، هذا عمرو بن سعید حقه حقه وقرابته قرابته، قال برأسه هكذا، فقلنا بسیفنا هكذا، ألا فلیبلغ الشاهد الغائب.

عبد الملك در مكه به هنگام حج برای مردم خطبه ای خواند و در آن برای مردم این گونه سخن گفت: اما بعد، ای مردم! كسانی كه قبل از من به خلافت رسیدند هم خود مال مردم را خوردند و هم به دیگران دادند تا بخورند، به خدا سوگند! مشكلات این امت را مداوا نخواهم كرد مگر با شمشیر؛ چرا كه من مانند: عثمان خلیفه ای مستضعف و مفلوك نیستم. و نیز خلیفه ای سهل گیر و مسامحه گر هم چون معاویه نیستم. و خلیفه ای أبنه ای هم چون یزید نیستم. شما را تا زمانی تحمل می كنم كه رایت و حكومت و منبر و تخت و تاجم در خطر نباشد. و ما نسبت به عمرو بن سعید با تمام قرابت و حقی كه داشت این گونه كردیم و او با سرش این چنین كرد و ما نیز با شمشیرمان این چنین می كنیم. این خبر را حاضرین به غائبین برسانند.

تاریخ الاسلام، ذهبی، ج 5، ص 325 ـ تاریخ مدینة دمشق، ج 37، ص 135ـ البیان والتبیین، جاحظ(255)، ج 1، ص 334.

ناصبی بودن یزید:

ذهبی، یزید را ناصبی یعنی دشمن اهل بیت علیهم السلام شمرده و در باره او گفته است:

وكان ناصبیا فظا غلیظا جلفا یتناول المسكر ویفعل المنكر

یزید شخصی ناصبی و تند خو و سبك (جلف) بود و شراب می نوشید و اعمال منكر انجام می داد.

سیر أعلام النبلاء، ج 4، ص37.

یزید بی توجّه و تارك نماز:

نماز در فرهنگ دین یعنی نماد خدا پرستی و ایمان، كه دینداری و مسلمانی بدون آن مفهوم پیدا نمی كند، و البتّه این برداشت از جهاتی هم درست است، زیرا عبادت در قالب یكی از مظاهر آن كه همان نماز باشد اوج بندگی و كوچكی انسان است در برابر خدا، بنا بر این جامعه مذهبی افرادی را كه نسبت به این واجب بندگی كوتاهی می كنند نمی تواند اسم و رسم مسلمانی را به آنان ببخشد.

شخصیّت مورد بحث ما نه تنها نسبت به شراب، بلكه نسبت به مهمترین واجب دینی یعنی نماز نیز بی اعتنا بوده و گاهی می خوانده و گاهی نمی خوانده است. و به تعبیری كاهل الصلاه بوده است.

وقد كان یزید... فیه أیضاً إقبال علی الشهوات، وترك بعض الصلاة فی بعض الأوقات.

ترجمه قبل از متن آمده است.

البدایة والنهایة، ابن كثیر، ج 8، ص 252.

یزید شخصیتی بود كه نمی توانست بر شهوت خود غالب گردد و آن را كنترل كند. با روی خوش از مجالس شهوت و انواع آن استقبال می كرد، از بزرگ ترین واجب خدا یعنی نماز طفره می رفت و از تاركان آن بود، همان ها كه رسول گرامی در باره آنان فرموده است:

سلّموا علی الیهود والنصاری ولاتسلّموا علی یهود أمّتی، قیل: ومن یهود أمّتك قال: تارك الصلاة.

بر یهودیان و مسیحیان سلام كنید اما بر یهودیان أمّت من سلام نكنید، سؤال شد: یهودیان أمّت شما كیانند؟ فرمود: آنان كه نماز را ترك كنند.

كشف الخفاء، ج 1، ص 455، رقم 1484.

لاأُبالی گری محض با عنوان خلیفه پیامبر:

عیّاشی های جوان مسند نشین و لاأُبالی گری او مردم مدینه ـ شهری كه پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله ده سال از دوران حسّاس بعثت را در آن گذراند، و شریعتش را در همان شهر تبیین و تكمیل نمود ـ را وادار به شورش علیه وی كرد ـ كه در جای خودش به علل و حوادث آن اشاره خواهیم كرد ـ گروه اعزامی به پایتخت پس از دیدار با خلیفه و با این كه هدایای با ارزشی گرفته بودند لب به توبیخ وی گشودند، منذر بن زبیر كه صد هزار درهم پاداش گرفته بود به مردم مدینه گفت:

إنّ یزید واللّه لقد أجازنی بمائة ألف درهم وإنّه لایمنعنی ما صنع إلیّ أن أخبركم خبره وأصدّقكم عنه، واللّه إنّه لیشرب الخمر، وأنّه لیسكر حتّی یدع الصلاة. وعابه بمثل ما عابه به أصحابه الذین كانوا معه وأشدّ.

یزید اگر چه صد هزار درهم به من هدیه داده است ولی این هدیه نمی تواند از بازگویی حقایق مانع شود، به خدا سوگند یزید شراب می نوشد و آن قدر در حال مستی به سر می برد كه نماز را ترك می كند. سپس دیگران هم همانند او، بلكه شدیدتر از بدی های یزید گفتند و او را سرزنش كردند.

تاریخ طبری، ج 4، ص 369 ـ تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص40 و 41 ـ تاریخ ابن كثیر، ج 8، ص216 ـ العقد الفرید، ج 4، ص 388.

یكی دیگر از همین افراد می گوید:

قال عبد الله بن أبی عمرو بن حفص بن المغیرة المخزومی... إنّی لأقول هذا وقد وصلنی وأحسن جائزتی، ولكنّ عدوّ اللّه سِكّیر خِمّیر.

جوایز ارزنده یزید مانع از گفتن حقایق نمی شود، من او را دشمن خدا كه همیشه در حال مستی و شرب خمر است دیدم.

الأغانی، ج 1، ص34

منبع=سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=4917





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




گریه های رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزای امام حسین (علیه السلام)

گریه رسول خدا (ص) در عزای امام حسین (ع)

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :

یَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَیْنٍ بَاكِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا عَیْنٌ بَكَتْ عَلَی مُصَابِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِیمِ الْجَنَّة .

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 44، ص: 293 .

ای فاطمه! هر چشمی فردای قیامت گریان است غیر از چشمی كه در مصیبت حسین گریه كند ؛ صاحب آن چشم خندان است و مژده نعمت های بهشت به وی داده خواهد شد .

گریه پیامبر اسلام در روایات شیعه واهل سنت :

لطفا برای ادامه مطلب به این آدرس مراجعه نمایید
سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

سلام بر دوستان وخوانندگان عزیز این وبلاگ

لطفا لطفا لطفا برای حل مشکلات وگرفتاریها وشفای همه مریضها بخصوص خوانندگان این وبلاگ وخانوادهاشون ومن حقیر وخانواده ام وازهمه مهمتر برای سلامتی وفرج مولامون صاحب الزمان مهدی حجت ابن الحسن العسکری(عج) یک استغفار از طرف همه مون و یک صلوات بفرستید(باورکنید دعای باهم وبرای هم ودست جمعی زودتر به اجابت میرسه ان شاءالله.باتشکر ************************* بِسمِ اللّه‏ِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ ***اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبِّی‌وَ اَتُوبُ‌ اِلَیْه ***اَللَّهٌُمَّ صَلِّ عَلَی‌مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد ***اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*** اَللَّهٌُمَّ صَلِّ عَلَی‌مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد

مدیر وبلاگ : سیدمجید جوادی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانشنامه عاشورا