تبلیغات
سربازامام زمان(عج) - مطالب مهر 1394
 
سربازامام زمان(عج)
عشق به الله
چهارشنبه 29 مهر 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی
به افق چشم ها میدوزم                         شب است ولی چشم ها میدوزم 
شب سردی ست ولی می آید                 تا صبح دلنشین چشم میدوزم 
آن نور درخشان آید روزی                          دلم به راه خورشید زود می بازم 
خورشیدمهدی(عج)صاحب زمان است         امام دوازدهم شیعیان در دلم می نازم 
اوکه آید ظلم و ستم رود همگی                 اوانتقام گیرخون حسین(ع)است می نازم 
حسینی(ع)که درره خدا شدپرپر                  حسینی(ع)که کافران کشتندجانامیسوزم 
کاش دررکاب حسین(ع)بودم ای کاش            صدحیف آن زمان نبودم جانا میسوزم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


كارنامه اخلاقی ـ اعتقادی یزید بن معاویه لعنت الله علیه

فقط نمونه هایی از انحطاط اخلاقی یزیدلعنت الله علیه

شراب خواری یزید:

یكی از نوشیدنی های حرام و نجس در شریعت اسلامی مایعی است كه از جوشاندن آب انگور و خرما و غیر آن گرفته می شود كه با آشامیدن آن حالتی غیر طبیعی و از خود بی خود شدن به انسان دست می دهد، خداوند متعال در كتاب شریفش قرآن، این مایع را تحت عنوان شرب خمر حرام فرموده است.

یَسْـئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَآ إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمهمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا البقرة (2)، آیه 219.

در باره شراب و قمار، از تو می پرسند، بگو: «در آن دو،گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، ولی گناهشان از سودشان بزرگتر است.»

یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالاَْنصَابُ وَالاَْزْلَـمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَـنِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَالمائدة (5)، آیه 90.

ای كسانی كه ایمان آورده اید، شراب و قمار و بت ها و تیرهای قرعه پلیدند و از عمل شیطانند. پس، از آنها دوری گزینید، باشد كه رستگار شوید.

إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَـنُ أَن یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَدَ وَةَ وَالْبَغْضَآءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَوةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ المائدة (5)، آیه 91.

همانا شیطان می خواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و كینه ایجاد كند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. پس آیا شما دست برمی دارید؟

و رهبران دینی نیز با این مایع نجس به شدّت بر خورد كرده و سخت ترین رفتارها را با مبتلایان به مسكرات داشته اند كه سخنانشان در این ارتباط بهترین شاهد بر موضعگیری آنان است.

رسول گرامی صلی الله علیه و آله در سخنی جامع انزجار و نفرتش را با نفرین بر همه عوامل تشكیل دهنده و سازنده آن از لحظه كاشت تا آخرین مراحل توزیع و مصرف اعلام می كند و می فرماید:

لعن اللّه الخمر وشاربها وساقیها وبائعها ومبتاعها وعاصرها ومعتصرها وحاملها والمحمولة إلیه وآكل ثمنها

(ترجمه با استفاده از متن قبل)

سنن أبی داود، ج 3، ص324، ح 3674 ـ المستدرك علی الصحیحین، ج 2، ص 37، ح 2235.

و مؤمنان راستین نیز از افراد مبتلا به این نوشیدنی شیطانی متنفّر و در فرهنگ امّت اسلامی چنین افرادی بی دین و گردنكش در برابر حكم خدا تلقی می شوند.

ولی شخصیّت مورد بحث ما در این تحقیق از كسانی است كه وقایع نگاران حتی از ثبت رفتار ناپسند وی از نوجوانی تا لحظه مرگ چشم پوشی نكرده و نوشته اند كه آلوده به می و شراب بوده است.


    ((شراب خواری یزید از طفولیت:

ابن كثیر و دیگران این روایت را ذكر كرده اند:

كان یزید بن معاویة فی حداثته صاحب شرب.

یزید بن معاویعه از كودكی اهل شرب خمر بود.

البدایة والنهایة، ج 8، ص228 ـ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساكر، ج 65، ص 403

 شراب خواری یزید در شهر مدینه و در ملاء عام:

در دوران خلافت پدرش و در سفر حجّ و پس از مراجعه به شهر مقدّس مدینه و در كنار حرم و خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله دست از دهن كجی به شریعت اسلام بر نداشت و در حضور مردم بر سفره اش شراب گذاشت و فقط زمانی كه خبر دار می شود كه ابن عباس و حسین بن علی قصد ورود به خانه او را دارند دستور می دهد تا شراب را بردارند.

عمر بن شیبة قال: لمّا حجّ الناس فی خلافة معاویة جلس یزید بالمدینة علی شراب، فاستأذن علیه ابن عبّاس والحسین بن علیّ، فأمر بشرابه فرفع.

(ترجمه قبل از متن آمده است)

تاریخ مدینة دمشق، ابن عساكر، ج 65، ص 406.

آلودگی یزید به شرب خمر آن چنان واضح و آشكار بود كه حتّی در حضور گروه هایی كه از شهرهای دور و نزدیك به دیدنش می آمدند دست بردار نبود و در برابر نگاه دیگران با جرأت آن را می نوشید.

سند ذیل گواهی است گویا كه دقّت در آن هر مسلمانی را به تعجّب وا می دارد.

بعث (عثمان بن محمّد بن أبی سفیان، والی مدینة) إلی یزید منها وفداً فیهم عبد اللّه بن حنظلة الغسیل الأنصاری، وعبد اللّه بن أبی عمرو بن حفص بن المغیرة الحضرمی، والمنذر بن الزبیر، ورجال كثیر من أشراف أهل المدینة، فقدموا علی یزید، فأكرمهم وأحسن إلیهم، وعظّم جوائزهم، ثمّ انصرفوا راجعین إلی المدینة، إلاّ المنذر بن الزبیر، فإنّه سار إلی صاحبه عبید اللّه بن زیاد بالبصرة، وكان یزید قد أجازه بمائة ألف نظیر أصحابه من أولئك الوفد، ولمّا رجع وفد المدینة إلیها، أظهروا شتم یزید، وعیبه، وقالوا: قدمنا من عند رجل لیس له دین، یشرب الخمر، وتعزف عنده القینات بالمعازف.

وإنّا نشهدكم أنّا قد خلعناه، فتابعهم الناس علی خلعه، وبایعوا عبد اللّه بن حنظلة الغسیل علی الموت.

گروهی به نمایندگی مردم مدینه كه از اشراف و بزرگان بودند از جمله فرزند شهید جنگ أُحُد عبد اللّه بن حنظله غسیل الملائكه وارد شهر شام شدند و به دیدار یزید رفتند، یزید به آنان احترام فراوانی گذاشت و هدایای بزرگی به آنان داد، ولی آنان پس از بازگشت به مدینه از یزید به بدی یاد كردند و عیب هایش را برای مردم بازگو می كردند، از جمله می گفتند: از نزد كسی آمده ایم كه دین ندارد، شراب می نوشد، ونوازنده ها در حضورش به نواختن و رقص می پردازند، شاهد باشید كه ما او را از خلافت عزل كردیم.

مردم مدینه عزل یزید از حكومت را تأیید و با عبد اللّه بن حنظله تا پای مرگ بیعت كردند.

البدایة والنهایة، ج 8، ص 235 و 236 ـ الكامل، ابن أثیر، ج 4، ص103 ـ تاریخ طبری، ج 7، ص4.

علاقه یزید به شراب به قدری بود كه دستور می داد تا بهترین ها را برایش آماده كنند ذهبی از زیاد حارثی نقل می كند:

سقانی یزید شراباً ما ذقت مثله، فقلت: یا أمیر المؤمنین لم أُسلسل مثل هذا، قال: هذا رمّان حُلوان، بعسل اصبهان، بسكّر الأهواز، بزبیب الطائف، بماء بَرَدی.

شرابی را یزید به من نوشانید كه هیچ وقت مانند آن را نخورده بودم، گفتم چنین شرابی تا كنون نخورده ام، گفت: از انار حُلوان و عسل اصفهان و شكر اهواز و كشمش طائف و آب بردی تهیّه شده است.

سیر أعلام النبلاء، ج 4، ص37.

حكم فقهی شراب خوار در مذاهب اسلامی:

تمام مذاهب اسلامی با استناد به نصّ قرآن همه انواع مسكرات را نجس و حرام می دانند و شراب خور را فاسق و كسی كه آن را حلال بداند كافر دانسته اند.

محی الدین نووی در كتاب روضة الطالبین، باب حدّ شارب الخمر می گوید:

شرب الخمر من كبائر المحرّمات....ویفسق شاربه، ویلزمه الحدّ، ومن استحلّه كفر...

ابن نجیم مصری شراب خوار را از عدالت ساقط و كسی كه آن را حلال بداند كافر می شمرد.

روضة الطالبین، ج 7، ص374.

یكفّر مستحلّها، و سقوط العدالة إنّما هو سبب شربها.

كسی كه خمر را حلال بداند كافر به شمار آمده و در صورت شرب آن، از عدالت ساقط می گردد.

البحر الرائق، ج 7، ص 147.

آیا پسر معاویه (یزید) پس از اثبات شراب خواری اش، شایستگی مسند نشینی پیامبر اعظم اسلام را دارا بود؟

آیا فسق و دوری از صفت عدالت برای محكومیّت وی كافی نیست؟

یزید تارك نماز، شارب خمر، متجاوز به مادر، دختر و خواهر:

عبدالله فرزند حنظله غسیل الملائكه برداشت خود را بعد از دیدار با یزید این گونه بیان می دارد:

یاقوم! فواللّه ما خرجنا علی یزید حتّی خفنا أن نرمی بالحجارة من السماء، أنّه رجل ینكح أمهات الأولاد،والبنات، والأخوات، ویشرب الخمر، ویدع الصلاة.

به خدا قسم از نزد یزید بیرون نیامدیم مگر این كه ترسیدیم سنگ از آسمان بر سر ما بریزد، زیرا او كسی است كه در امر زناشویی حریم شرع را رعایت نمی كند، شراب می نوشد و نماز نمی خواند.

الطبقات الكبری، ابن سعد، ج 5، ص 66 ـ تاریخ مدینه دمشق، ج 27، ص 429 ـ الكامل، ج 3، ص310 ـ تاریخ الخلفاء، ص 165.

یزید شراب خوار، بوزینه باز، فاسق و ابنه ای:

جاحظ از علمای بزرگ اهل سنت با عبارتی شبیه به متن فوق می گوید:

ثم ولی یزید بن معاویة یزید الخمور ویزید القرود ویزید الفهود الفاسق فی بطنه المأبون فی فرجه... واما بنو أمیة ففرقه ضلالة وبطشهم بطش جبریة یأخذون بالظنة ویقضون بالهوی ویقتلون علی الغضب

آن گاه یزید بن معاویه به خلافت رسید؛ همان یزید شراب خوار و بوزینه باز و پلنگ باز و فاسقی كه به بیماری ابنه مبتلا بود... و بنی أمیه فرقه ای گمراه بودند كه سیره و روشی جبرگرایانه داشتند كه به مجرد ظن و گمان، دیگران را دستگیر می كردند و از روی هوی و هوس حكم می كردند و از روی غضب می كشتند.

البیان والتبیین، جاحظ(255)، ج 1، ص 276.

یزید شراب خوار و فاجر و زن باز و بوزینه باز و سگ باز و ولگرد:

هم چنین بلاذری در كتاب خود این گونه نقل می كند:

قال الواقدی وغیره فی روایتهم: لما قتل عبد الله بن الزبیر أخاه عمرو بن الزبیر خطب الناس فذكر یزید بن معاویة فقال: یزید الخمور، ویزید الفجور، ویزید الفهور ویزید القرود، ویزید الكلاب، ویزید النشوات، ویزید الفلوات، ثم دعا الناس إلی اظهار خلعه وجهاده، وكتب علی أهل المدینة بذلك

واقدی و غیر او روایت كرده اند: هنگامی كه عبد الله بن زبیر به قتل رسید، برادرش عمرو بن زبیر برای مردم خطبه خواند و از یزید بن معاویه این گونه یاد كرد: یزید شراب خوار و فاجر و زن باز و بوزینه باز و سگ باز و اهل ولگردی در دشت و بیابان هاست. سپس از مردم خواست كه او را از خلافت كنار كنند و برای مردم مدینه حكم جهاد فرستاد.

انساب الاشراف، بلاذری (279)، ج 2، ص 191.

حاضرین به غایبین خبر دهند، خلیفه مأبون یعنی یزید:

ذهبی و برخی دیگر از بزرگان اهل سنت در باره یزید این گونه آورده اند:

خطبهم عبد الملك بمكة لما حج، فحدث أبو عاصم، عن ابن جریج، عن أبیه قال: خطبنا عبد الملك بن مروان بمكة، ثم قال: اما بعد، فإنه كان من قبلی من الخلفاء یأكلون من هذا المال ویؤكلون، وإنی والله لا أداوی أدواء هذه الأمة إلا بالسیف، ولست بالخلیفة المستضعف یعنی عثمان ولا الخلیفة المداهن یعنی معاویة ولا الخلیفة المأبون یعنی یزید وإنما نحتمل لكم ما لم یكن عقد رایة. أو وثوب علی منبر، هذا عمرو بن سعید حقه حقه وقرابته قرابته، قال برأسه هكذا، فقلنا بسیفنا هكذا، ألا فلیبلغ الشاهد الغائب.

عبد الملك در مكه به هنگام حج برای مردم خطبه ای خواند و در آن برای مردم این گونه سخن گفت: اما بعد، ای مردم! كسانی كه قبل از من به خلافت رسیدند هم خود مال مردم را خوردند و هم به دیگران دادند تا بخورند، به خدا سوگند! مشكلات این امت را مداوا نخواهم كرد مگر با شمشیر؛ چرا كه من مانند: عثمان خلیفه ای مستضعف و مفلوك نیستم. و نیز خلیفه ای سهل گیر و مسامحه گر هم چون معاویه نیستم. و خلیفه ای أبنه ای هم چون یزید نیستم. شما را تا زمانی تحمل می كنم كه رایت و حكومت و منبر و تخت و تاجم در خطر نباشد. و ما نسبت به عمرو بن سعید با تمام قرابت و حقی كه داشت این گونه كردیم و او با سرش این چنین كرد و ما نیز با شمشیرمان این چنین می كنیم. این خبر را حاضرین به غائبین برسانند.

تاریخ الاسلام، ذهبی، ج 5، ص 325 ـ تاریخ مدینة دمشق، ج 37، ص 135ـ البیان والتبیین، جاحظ(255)، ج 1، ص 334.

ناصبی بودن یزید:

ذهبی، یزید را ناصبی یعنی دشمن اهل بیت علیهم السلام شمرده و در باره او گفته است:

وكان ناصبیا فظا غلیظا جلفا یتناول المسكر ویفعل المنكر

یزید شخصی ناصبی و تند خو و سبك (جلف) بود و شراب می نوشید و اعمال منكر انجام می داد.

سیر أعلام النبلاء، ج 4، ص37.

یزید بی توجّه و تارك نماز:

نماز در فرهنگ دین یعنی نماد خدا پرستی و ایمان، كه دینداری و مسلمانی بدون آن مفهوم پیدا نمی كند، و البتّه این برداشت از جهاتی هم درست است، زیرا عبادت در قالب یكی از مظاهر آن كه همان نماز باشد اوج بندگی و كوچكی انسان است در برابر خدا، بنا بر این جامعه مذهبی افرادی را كه نسبت به این واجب بندگی كوتاهی می كنند نمی تواند اسم و رسم مسلمانی را به آنان ببخشد.

شخصیّت مورد بحث ما نه تنها نسبت به شراب، بلكه نسبت به مهمترین واجب دینی یعنی نماز نیز بی اعتنا بوده و گاهی می خوانده و گاهی نمی خوانده است. و به تعبیری كاهل الصلاه بوده است.

وقد كان یزید... فیه أیضاً إقبال علی الشهوات، وترك بعض الصلاة فی بعض الأوقات.

ترجمه قبل از متن آمده است.

البدایة والنهایة، ابن كثیر، ج 8، ص 252.

یزید شخصیتی بود كه نمی توانست بر شهوت خود غالب گردد و آن را كنترل كند. با روی خوش از مجالس شهوت و انواع آن استقبال می كرد، از بزرگ ترین واجب خدا یعنی نماز طفره می رفت و از تاركان آن بود، همان ها كه رسول گرامی در باره آنان فرموده است:

سلّموا علی الیهود والنصاری ولاتسلّموا علی یهود أمّتی، قیل: ومن یهود أمّتك قال: تارك الصلاة.

بر یهودیان و مسیحیان سلام كنید اما بر یهودیان أمّت من سلام نكنید، سؤال شد: یهودیان أمّت شما كیانند؟ فرمود: آنان كه نماز را ترك كنند.

كشف الخفاء، ج 1، ص 455، رقم 1484.

لاأُبالی گری محض با عنوان خلیفه پیامبر:

عیّاشی های جوان مسند نشین و لاأُبالی گری او مردم مدینه ـ شهری كه پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله ده سال از دوران حسّاس بعثت را در آن گذراند، و شریعتش را در همان شهر تبیین و تكمیل نمود ـ را وادار به شورش علیه وی كرد ـ كه در جای خودش به علل و حوادث آن اشاره خواهیم كرد ـ گروه اعزامی به پایتخت پس از دیدار با خلیفه و با این كه هدایای با ارزشی گرفته بودند لب به توبیخ وی گشودند، منذر بن زبیر كه صد هزار درهم پاداش گرفته بود به مردم مدینه گفت:

إنّ یزید واللّه لقد أجازنی بمائة ألف درهم وإنّه لایمنعنی ما صنع إلیّ أن أخبركم خبره وأصدّقكم عنه، واللّه إنّه لیشرب الخمر، وأنّه لیسكر حتّی یدع الصلاة. وعابه بمثل ما عابه به أصحابه الذین كانوا معه وأشدّ.

یزید اگر چه صد هزار درهم به من هدیه داده است ولی این هدیه نمی تواند از بازگویی حقایق مانع شود، به خدا سوگند یزید شراب می نوشد و آن قدر در حال مستی به سر می برد كه نماز را ترك می كند. سپس دیگران هم همانند او، بلكه شدیدتر از بدی های یزید گفتند و او را سرزنش كردند.

تاریخ طبری، ج 4، ص 369 ـ تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص40 و 41 ـ تاریخ ابن كثیر، ج 8، ص216 ـ العقد الفرید، ج 4، ص 388.

یكی دیگر از همین افراد می گوید:

قال عبد الله بن أبی عمرو بن حفص بن المغیرة المخزومی... إنّی لأقول هذا وقد وصلنی وأحسن جائزتی، ولكنّ عدوّ اللّه سِكّیر خِمّیر.

جوایز ارزنده یزید مانع از گفتن حقایق نمی شود، من او را دشمن خدا كه همیشه در حال مستی و شرب خمر است دیدم.

الأغانی، ج 1، ص34

منبع=سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=4917





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




گریه های رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزای امام حسین (علیه السلام)

گریه رسول خدا (ص) در عزای امام حسین (ع)

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :

یَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَیْنٍ بَاكِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا عَیْنٌ بَكَتْ عَلَی مُصَابِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِیمِ الْجَنَّة .

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 44، ص: 293 .

ای فاطمه! هر چشمی فردای قیامت گریان است غیر از چشمی كه در مصیبت حسین گریه كند ؛ صاحب آن چشم خندان است و مژده نعمت های بهشت به وی داده خواهد شد .

گریه پیامبر اسلام در روایات شیعه واهل سنت :

لطفا برای ادامه مطلب به این آدرس مراجعه نمایید
سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 مهر 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی


شب بود وهوا سیاه و تاریک              عالم همه بود غمگین و تاریک 
شب بود وچشمم به اسمان بود         به هوس دیدار چشمم به هرمکان بود 
شب بود و دل کافران تاریک                همه جا ظلم و ستم دلاشون تاریک 
شب بود در خرابه نوری پیدا               انهااهل بیت حسین بودن و نورالله 
شب بود واهل بیت نبوت ناراحت          چشم انها اشکی و غمگین وناراحت 
شب بودو زینب بود بی حسین            رقیه بودبی پدر یا حسین حسین 

شب بود وعالم بود بی حسین            سجادبودجانشین و ولی خدابعدحسین   

شب بودوسجادو زینب و یاران             کودکان  و عزیزان  و یاوران

 
شب بودو همه ناراحت و غمناک          همه بودنداسیریزیدظالم وکافر ای داد 
شب بودو زمین و اسمان غمناک          چشم رسول الله اشکی بودو غمناک                 
شب بودواهل بیت بودند بی یاور           حسین جان نبود و زینب بی برادر 
شب بودو ولی خدارا کشته بودند          حسین ولی الله راشهید کرده بودند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آیا بر اساس منابع شیعه و اهل سنت پیامبر صلی الله علیه وآله برای امام حسین علیه السلام روضه خوانی كرده اند؟

پاسخ

بر اساس روایاتی كه در كتاب های شیعه و اهل سنت نقل شده است ، رسول خدا صلی الله علیه وآله برای امام حسین علیه السلام در جمع صحابه روضه خوانی كرده و صحابه نیز گریه كرده اند كه در این مجال به ذكر آن می پردازیم:

نقل سید بن طاووس در لهوف

مرحوم سید بن طاووس در این خصوص چنین نقل می كند:

... خرج النبی صلی الله علیه وآله وسلم فی سفر له فوقف فی بعض الطریق واسترجع ودمعت عیناه فسئل عن ذلك . فقال : هذا جبرائیل علیه السلام یخبرنی عن أرض بشط الفرات یقال لها كربلاء یقتل علیها ولدی الحسین ابن فاطمة علیه السلام فقیل له : من یقتله یا رسول الله ؟ فقال : رجل اسمه یزید لعنه الله وكأنی أنظر إلی مصرعه ومدفنه ، ثم رجع من سفره ذلك مغموما فصعد المنبر فخطب ووعظ والحسن والحسین علیهما السلام بین یدیه فلما فرغ من خطبته وضع یده الیمنی علی رأس الحسن ویده الیسری علی رأس الحسین ، ثم رفع رأسه إلی السماء وقال : ( اللهم إن محمدا عبدك ونبیك وهذان أطائب عترتی وخیار ذریتی . وأرومتی ومن أخلفهما فی أمتی وقد أخبرنی جبرائیل علیه السلام أن ولدی هذا مقتول مخذول . اللهم فبارك له فی قتله واجعله من سادات الشهداء اللهم ولا تبارك فی قاتله وخاذله . ) قال : فضج الناس فی المسجد بالبكاء والنحیب ، فقال النبی صلی الله علیه وآله وسلم أتبكونه ولا تنصرونه.

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به سفری رفتند در بین راه در مكانی توقف نمودند و آیه ]إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ [ را قرائت نمودند و اشك از چشمانشان جاری شد، (اصحاب ایشان) جویای علت گریه شدند ، حضرت فرمودند این جبرئیل علیه السلام است كه از سرزمینی در كنار رود فرات به نام كربلا خبر می دهد كه فرزندم حسین پسر فاطمه (علیهما السلام) در آنجا به شهادت می رسد؛ به آن حضرت عرض شد، ای رسول خدا قاتل او كیست ؟ حضرت فرمودند مردی به نام یزید كه خداوند او را لعنت كند؛ گویا اكنون محل شهادت و محل دفنش را می بینم.

پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله با غم و اندوه از سفر بازگشتند و بر فراز منبر رفتند، خطبه خواندند و موعظه نمودند در حالی كه (امام) حسن و (امام) حسین علیهما السلام در مقابل ایشان بودند. وقتی خطبه ایشان تمام شد دست راست خود را بر سر (امام) حسن و دست چپ شان را بر سر (امام) حسین علیهما السلام گذاشتند، سپس سر را به آسمان بلند كردند و عرضه داشتند خداوند! محمد بنده و پیامبر توست و این دو (از) پاك ترین و بهترین عترت و فرزندان و نسل من هستند و از بهترین كسانی اند كه بعد از خود در میان امتم به جای می گذارم ، جبرئیل علیه السلام به من خبر داده كه این فرزندم (امام حسین علیه السلام) را مورد اهانت قرار می دهند و شهیدش می كنند. خداوندا شهادتش را برایش مبارك گردان و او را از آقایان شهدا قرار ده ، خداوندا مبارك نگردان كسی را كه به او اهانت كرده و قاتل اوست.

راوی در ادامه می گوید : مردم در مسجد از شدت گریه ، ضجه و فریاد می زدند، در این هنگام پیامبر فرمودند: آیا برایش گریه می نمایید و یاریش نمی كنید؟!.

سید بن طاووس الحسینی ، علی بن موسی بن جعفر بن محمد (متوفای664هـ)، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 14- 15، بیروت، ناشر : منشورات الاعلمی للمطبوعات، و در چاپ انوار الهدی، قم ، چاپ: اول، 1417 هـ.ق نیز همین صفحه می باشد

لطفا برای ادامه مطلب به این آدرس مراجعه نمایید

سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا ، چه اتفاقاتی در عالم رخ داد؟

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از شهادت امام حسین علیه السلام در روز عاشورا ، چه اتفاقاتی در عالم رخ داد؟

شیعیان ، اعتقاد دارند كه نصب امام و جانشین پیامبر به دست خداوند است و مردم اجازه دخالت در انتخاب امام ندارند ؛ همان طوری كه انتخاب پیامبر به دست خداوند است و مردم حق انتخاب نبی را ندارند . در قرآن كریم آیات بسیاری وجود دارد كه این مطلب را ثابت می كند . خداوند كریم در باره امامت حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید :

إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما . البقره / 124 .

من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم !

و نیز می فرماید :

وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ كلاًُّ جَعَلْنَا نَبِیًّا . مریم / 49 .

ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و هر یك را پیامبری (بزرگ) قرار دادیم !

طبق این آیه ، جعل امامت حضرت ابراهیم به دست خدا بوده است ؛ همان طوری كه جعل نبوت او به دست خدا بود ؛ اما هیچ آیه در قرآن وجود ندارد كه انتخاب نبی و امام را به دست مردم سپرده باشد .

و نیز شیعیان اعتقاد دارند همان طوری كه پیامبران الهی برای اثبات نبوت و رسالت نیاز به ارائه معجزه و كرامات خارق العاده داشتند ، اوصیاء و جانشینان آنان نیز باید برای اثبات امامت خویش از كرامت و معجزه استفاده می كردند و گرنه سخن آنان پذیرفته نشده و قابل تصدیق نیست .

و ائمه اهل بیت علیهم السلام ، هر كدام دارای معجزات و كراماتی بوده اند كه افراد با دیدن آن ها از ائمه ، سخن آنان را پذیرفته و به امامت آنان تن می دادند .

حضرت سید الشهداء علیه السلام امام سوم شیعیان ، دارای معجزات و كرامات زیادی در زمان حیاتشان و حتی بعد از شهادتش بوده كه این معجزات ثابت می كند ، آن بزرگوار ، امام بر حق و منصوب از جانب خداوند و جانشین شایسته بعد از برادرش امام حسن علیه السلام است ؛ زیرا محال است خداوند این معجزات و كرامات را به دست نا اهلان و مدعیان دروغین ولایت الهی بسپارد و نعوذ بالله با در اختیار قرار دادن این معجزات به دست آن ها زمینه های گمراهی مردم را مهیا سازد .

ما در این مختصر ، سعی می كنیم به معجزاتی از امام حسین بپردازیم كه بعد از شهادت آن حضرت در عالم اتفاق افتاده است ، معجزات منحصر به فردی كه عقل هر عاقلی را مبهوت كرده می كند . بی تردید ، هر یك از این معجزات برای روشن شدن حقیقت برای حق پرستان و كسانی كه به دنبال هدایت الهی هستند كفایت می كند ؛ البته به شرطی كه تعصب های جاهلی را كنار گذاشته شده و فقط با چشم دل به این معجزات نگریسته شود .

و از آن جایی كه شیعیان و پیراوان اهل بیت علیهم السلام به امامت حسین بن علی علیهما السلام و معجزات و كرامات آن بزرگوار یقین دارند و از جانب دیگر ، طرف ما كسانی هستند كه نمی خواهند ولایت فرزند رسول خدا را بپذیرند و به جای پیروی از ثقلین ، دنبال رو دشمنان اهل بیت هستند ، ما سعی می كنیم این معجزات و كرامات را فقط از معتبرترین كتاب ها و از قول برترین عالمان و دانشمندان آن ها نقل و ثابت كنیم تا حجت و برهان بر همه حقیقت جویان تمام شده و راه انكاری باقی نماند .

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید...




((ادامه مطلب))


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهل حدیث در مورد امام حسین علیه السلام

 

در مکتب شیعه شخصیت و زیارت امام حسین علیه السلام از موقعیت ویژه ای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است. در این مطلب چهل حدیث از اهل بیت علیهم السلام در مورد امام حسین علیه السلام می آوریم تا معرفت خود را نسبت به این بزرگوار هر چه بیشتر نماییم.

 

1-  حریم پاك

عن النبى (ص) قال: ... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در ضمن حدیث بلندى مى‏فرماید:

كربلا پاك ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.(1)

 

2- سرزمین نجات

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.

پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گویند، زمین ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنان كه خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(2)

 

3- مسلخ عشق‏

قال على علیه السلام: هذا... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من كان قبلهم ولا یلحقهم من كان بعدهم.

حضرت على علیه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.(3)

 

4- عطر عشق‏

قال على علیه السلام: واها لك ایتها التربة لیحشرن منك قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (4)

امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاك! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.

 

5- ستاره سرخ محشر

قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض كربلا  یوم القیامة كالكوكب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المباركة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة.(5)

امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین كربلا  در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمین مقدس خدایم، زمین پاك و مباركى كه پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

لطفابه ادامه مطلب مراجعه نمایید...



((ادامه مطلب))


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




قال رسول الله ( ص ) : اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 مهر 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی
دشت کربلا که میگن اینجاست  نینوا و کرب بلا که میگن اینجاست

دنیای تشنگی که میگن اینجاست  صحرای خون و قیام که میگن اینجاست

رود فرات و ابش که میگن اینجاست  تشنگی حسین(ع)وعزیزاش که میگن اینجاست

ابقاءکننده اسلام که میگن اینجاست  عباس(ع)ومردونگیش که میگن اینجاست

قران ناطق حسین(ع)که میگن اینجاست  عشق و عزیز زهرا(س)که میگن اینجاست 

قران و عترت که میگن اینجاست    اسلام ناب محمدی(ص)که میگن اینجاست

عباس(ع)ورشادتاش که میگن اینجاست  72عاشق واقعی که میگن اینجاست

شهید شدن برای الله که میگن اینجاست  اسلام زنده کردن که میگن اینجاست

حسین(ع)ولی الله که میگن اینجاست  عباس(ع)جونمردعالم که میگن اینجاست

عشق خداو رسول که میگن اینجاست  سید شباب اهل الجنه که میگن اینجاست




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شهادت حضرت رقیه علیهاالسلام


عمه، بابایم كجاست؟
اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یك سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب كوچكِ سه ساله ای كه تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های كنجكاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سكوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم كجاست؟...»


لحظه های بی قرار
این جا خرابه های شام، منزل گاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیه السلام است و سر بابا، امشب ملائك آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد می آورد و دستان پر مهر او را احساس می كرد.


گل نازدانه پدر
رقیه ...رقیه نجیب! ای مهتاب شب های الفت حسین! ای مظلوم ترین فریاد خسته! گلِ نازدانه پدر و انیس رنج های عمه!
رقیه... رقیه كوچك! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی كربلا! دست های كوچكت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.
رقیه... رقیه صبور! بمان، كه بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد كرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان كه كمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.

لطفابه ادامه مطلب مراجعه نمایید...


((ادامه مطلب))


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 مهر 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی


کربلا شد غوغا                        حسین(ع)جانم مولا 
سرداددرره خدا                       حسین جانم مولا 
شدجانهاشان فدا                    حسین جانم مولا 
اسلام ناب محمدی شد ابقاء         حسین جانم مولا 
درره اطاعت الله شد فدا            حسین جانم مولا 
عاشق و ولی خدا                   حسین جانم مولا 
اصغر شهید نینوا                     حسین جانم مولا 
سقا دستانش جدا                  حسین جانم مولا 
زنده شد دین خدا                    حسین جانم مولا 
اکبرو قاسم شهید خدا             حسین جانم مولا 
دریای خون شد بپا                  حسین جانم مولا 
تشنه شهیدشدبرای خدا          حسین جانم مولا 
پنج تن آل عبا                         حسین جانم مولا 

حجت و ولی خدا                     حسین جانم مولا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



مسلم(علیه السلام) سفیر با بصیرت حسین (علیه السلام)

همانا من برادرم و پسر عمویم و شخص مورد اعتماد اصحابم، یعنی مسلم بن عقیل را به سوی شما (مردم كوفه) می فرستم تا حقیقت امر شما را به من اعلام كند و آنچه از اجتماع شما برای او روشن می شود به من بنویسد.



ضمن تسلیت شهادت سفیر امام حسین (علیه السلام) حضرت مسلم بن عقیل، گفت وگویی با حجت الاسلام امیر علی حسن لو، مسئول گروه تاریخ و سیره مركز ملی پاسخ گویی به سئوالات دینی را منتشر می كند.

* از تبار نیكان

مسلم بن عقیل از تبار پاك بنی هاشم و نواده حضرت ابوطالب عموی پیامبر (ص) است، ابو طالبی كه تا آخرین ساعات حیات خود دست از حمایت پیامبر برنداشت و دعوت پیامبر را اجابت كرد، مسلم از چنین نسلی است او از خاندانی پاك، شجاع و با فضیلت برخاست و زیر نظر عموی گرامی اش، علی علیه السلام، و پسر عموهای خود امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام پرورش یافت و از علم، تقوی و دیگر فضائل آن بزرگواران بهره مند گردید. [1] و افتخار دامادی امیر المومنین (علیه السلام) را داشت و سال ها در كنار امام حسن و امام حسین علیهما السلام به ایشان اقتدا كرده بود با اینكه در آن زمان بسیاری از افراد این بصیرت را نداشتند.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید...



((ادامه مطلب))


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 مهر 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی
عشق یعنی کربلایی بودن              عشق یعنی یاور حسین بودن 

عشق یعنی در ره حق سردادن       عشق یعنی سرت برنیزه بودن 

عشق یعنی در ره حق جان دادن      عشق یعنی عباس واکبروقاسم بودن 

عشق یعنی دستهایت راجدا کردن    عشق یعنی سقای کودکان بودن 

عشق یعنی علمدار حسین بودن      عشق یعنی حسینی و دلاور بودن 

عشق یعنی یاور ولی خدا بودن        عشق یعنی باوفاو جان فدا بودن 

عشق یعنی شهید حق بودن           عشق یعنی حق گفتن و فدا بودن 

عشق یعنی یاور فرزند رسول           عشق یعنی یاور ولی الله بودن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 مهر 1394 :: نویسنده : سیدمجید جوادی

فضیلت گریه بر امام حسین(ع)

هر كه در مرثیه امام حسین (علیه السّلام) شعری بگوید و بگرید و بگریاند، حق تعالی او را بیامرزد و بهشت را برای او واجب می گرداند. 

همیشه زبان، مترجم عقل بوده ولی ترجمان عشق، چشم است. آنجا كه اشكی از روی احساس و درد و سوز می ریزد، عشق حضور دارد ولی آنجا كه زبان با گردش منظم خود جمله های منطقی می سازد عقل حاضر است. 

بنابراین همانطور كه استدلالات منطقی و كوبنده می تواند همبستگی گوینده را با اهداف رهبران مكتب آشكار سازد قطره اشك نیز می تواند اعلان جنگ عاطفی بر ضد دشمنان مكتب محسوب گردد. 

از این رو گریه حضرت زینب علیهاالسلام بر اهل بیت علیهم السّلام گریه عاطفی و گریه پیام آور و یك نوع نهی از منكر و شعار شورانگیز و سوزاننده و رسواگر طاغوتیان و ستمگران بود. 

بر همین اساس است كه پیامبر اكرم و امامان علیهم السّلام كسی را كه آمادگی گریه كردن ندارد به تباكی (خود را به شكل گریه درآوردن) دعوت كرده اند تا یاد حسین در همه قرون و اعصار در خاطره ها زنده بماند. 

در اجر و ثواب گریه بر امام حسین علیه السّلام 
اجر و مزد گریه برای آن حضرت بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن می باشد. 

گریه برای آن حضرت سختی های زمان احتضار را از بین می برد زیرا امام صادق علیه السّلام به مسمع بن عبدالملك فرمودند: آیا مصائب آن جناب (امام حسین علیه السّلام) را یاد می كنی؟ 

عرض كرد: بلی والله مصائب ایشان را یاد كرده و گریه می كنم. 

حضرت فرمودند: آگاه باش كه خواهی دید در وقت مردن پدران مرا كه به ملك الموت وصیت تو را می كنند كه سبب روشنی چشم تو باشد. 

همچنین فرمودند: ای مسمع گریه بر احوالات حسین (علیه السّلام) سبب می شود كه ملك الموت بر تو مهربان تر از مادر گردد. 

گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) باعث راحتی در قبر، فرحناك و شادان شدن مرده، شادان و پوشیده بودن او در هنگام خروج از قبر است در حالی كه او مسرور است فرشتگان الهی به او بشارت بهشت و ثواب الهی را می دهند. 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید..



((ادامه مطلب))


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

سلام بر دوستان وخوانندگان عزیز این وبلاگ

لطفا لطفا لطفا برای حل مشکلات وگرفتاریها وشفای همه مریضها بخصوص خوانندگان این وبلاگ وخانوادهاشون ومن حقیر وخانواده ام وازهمه مهمتر برای سلامتی وفرج مولامون صاحب الزمان مهدی حجت ابن الحسن العسکری(عج) یک استغفار از طرف همه مون و یک صلوات بفرستید(باورکنید دعای باهم وبرای هم ودست جمعی زودتر به اجابت میرسه ان شاءالله.باتشکر ************************* بِسمِ اللّه‏ِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ ***اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبِّی‌وَ اَتُوبُ‌ اِلَیْه ***اَللَّهٌُمَّ صَلِّ عَلَی‌مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد ***اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*** اَللَّهٌُمَّ صَلِّ عَلَی‌مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد

مدیر وبلاگ : سیدمجید جوادی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانشنامه عاشورا